وبلاگ پرنیان پردازش پارس

مقالات آموزش اتوماسیون اداری و شیرپوینت، فیلم های آموزشی، آخرین اخبار و دیگر مطالب مرتبط با دنیای نرم افزارهای سازمانی

اطلاعات بیشتر »

ساز و کار تعامل نظام پيشنهادها و مدیریت دانش(قسمت دوم)


تاریخچه مدیریت دانش
انسان تا کنون دو دوره اقتصادی را پشت سر گذاشته است . زمانی اقتصاد بشری مبتنی بر کشاورزی بود . پس از آن با ابزارگرایی و آشنایی با اعجازی که علوم مکانیک و سپس برق ایجاد نمود ، ددوره اقتصاد صنعتی پایه گذاری شد . در این دوره ها زمین و کار به عنوان اصلی ترین عناصر و سرمایه های آدمی تلقی می شدند . " توانگر" نیز به کسی اطلاق می گردید که بیشترین بهره مندی را از این دو نوع دارایی داشت . اما عصری که در آن زندگی می کنیم ، بدون تردید در هیچ کدام از دو عصر کشاورزی و صنعتی نمی گنجد. اگر چه کماکان زمین و کار دو مزیت مناسب در برتری جویی ها محسوب می شوند ، اما در عصر کنونی ، که به عصر " اطلاعات و دانش " موسوم شده است ، مزیت اصلی در " سرمایه دانشی" نهفته است . هم اکنون برگترین شرکتهای دنیا ، برتری اصلی خود را نه در دارایی های انباشته ناشی از کارخانجات و حتی بازار بزرگ ، بلکه در " دانش در جریان فرآیندهای خود " کسب نموده اند .
نمودار شماره 2 نشانگر حضور " نیروی کار "، " سرمایه " ، " زمین " و " دانش " در سه اقتصاد مذکور می باشد . همچنان که ملاحظه می شود ، اقتصاد امروز آنچنان بر پایه دانش شکل گرفته که از آن به عنوان " اقتصاد دانش محور " یاد می شود .
در مقاله پیش رو سعی بر تبیین مفاهیم کاربردی سیستم های نظام پیشنهادها و مدیریت دانش و همچنن تشریح چگونگی برقراری ارتباط میان آن دو در راستای اهداف یک سازمان می باشد .
تمامی این مسائل و وضوح تغییرات ایجاد شده در روند اقتصاد جهانی و توجه صنایع و شرکت های پیشرو به حفظ موقعییت خود در بازار جهانی ، باعث خلق مفهوم و دانش جدید تحت عنوان مدیریت دانش گردیده است . مدیریت دانش ، علم باقی ماندن و پیشرفت کردن در عصر جدید است و مسلح نشدن به آن به مثابه عدم استفاده از ماشین آلات کشاورزی و استفاده از گاوآهن در قرن بیستم می باشد . جهت شفاف تر شدن در دنباله مطلب چگونگی مطرح شدن بحث های مرتبط با مدیریت دانش ارائه می گردد .
کارل اریک سیوبی ( Karl Siveby ) حسابداری سوئدی ، در دهه 90 میلادی زمانی که مشغول ارزیابی ترازنامه مالی چند شرکت بزرگ سوئدی بود . متوجه نکته جالبی شد . بسیاری از این شرکت ها پس از انجام عملیات طولانی حسابداری ، ارزشی در حدود چند کرون سوئد و حتی یک کرون نشان می دادند . حال آنکه قیمت واقعی این شرکت ها که سهامداران حاضر به فروش آن بودند ،بسیار بیشتر از قیمتهایی بود که سرمایه حسابداری نشان می داد .
سیوبی پس از بررسی های مختلف متوجه گردید که بخش اعظم از این اختلاف ( اختلاف بین ارزش شرکتتها در بازازر سهام وقیمت داراییهای مشعهود این سازمانها ) به " سرمایه های دانشی " درون سازمان بر می گردد و برخاسته از توان دانشی این سازمان در حل مسائل تخصصی شان است . اما نکته جالب وارد نشدن این دارایی ها در ترازنامه های حسابداری بود ، چراکه اساساً چیزی تحت عنوان مفهوم " سرمایه های نا ملموس " وجود نداشت .
از سال ها پیش ( تقریباً از جنگ جهانی دوم ) محدود بودن " سرمایه های نا ملموس " و فیزیکی و نیاز به افزایش برنامه ریزی شده آنها ، منجر به خلق شاخه های علمی مختلف شده بود . به عنوان مثال ، برنامه ریزی خطی و پژوهش عملیاتی ، مکان یابی و تخصیص ، طراحی کارخانه ، تعمیرات و نگهداری ، بهره وری ماشین آلات ، برنامه ریزی تولید و . . . همگی در جهت مدیریت سرمایه های ملموس ایجاد شده بود . اما سرمایه های نا ملموس تا آن زمان مورد توجه قرار نگرفته بود .
فعالیت سیبویی و پس از آن بک من ( Beck Man ) ، نوناکا ( Nonaka ) ، ویگ ( Wig ) و . . . باعث گردید ، توجه صنعت گران و عالمان علوم صنعتی به سرمایه ایی بس عظیم ، یعنی سرمایه ای که با وجود تولید اکثریت ارزش افزوده کالا ، کمتر مورد مدیریت و ساماندهی و برنامه ریزی افزایشی قرار می گرفت ، جلب شود .
این مساله وقتی روشن می شود که بدانیم در جهان امروز ، در برخی از دانشهای پایه ، در هر 5 سال و نیم دانش جدید دو برابر دانش موجود ظهور پیدا می کند و در هر روز 3 فرمول شیمیایی و . . . ایجاد می شود .
مفوم مدیریت دانش ( Knowledge Management )
است قبل از آنکه به توضیح مدیریتدانش بپردازیم این سوال به وضوح پاسخ داده شود که اصلاً دانش چیست که مدیریت دانش چه باشد .
لذا به منظور درک بهتر مفهوم دانش و مدیریت دانش ضروری است در ابتدا به بررسی مفاهیم داده ( DATA ) ، اطلاعات ( INFORMATION ) و دانش ( KNOWLEDGE ) و تفاوت و ارتباط میان آنها بپردازیم . عبارات اطلاعات و داده ، گاهی به جای عبارت دانش استفاده می شوند . اما آنها در واقع مفاهیم متفاوتی دارند . درک تفاوت آنها برای انجام یک کار دانش محور بسیار مهم و حیاتی است . لذا به ارائه تعاریف هریک از آنها می پردازیم .
داده :
داده یک واقعیت از یک موقعیت و یا یک مورد از یک زمینه خاص بدون ارتباط با دیگر چیزهاست . در حقیقت ، داده ها حقایق و واقعیت های خام هستند . داده ها منعکس کننده تعاملات و مبادلات کامل و واحد و منسجمی هستند که تحت عنوان جزء نا چیز از آنها یاد می شود . این اجزاء در پایگاههای داده ، ذخیره و مدیریت می شوند .
داده ها حداقل متن را دارند و به تنهایی مفهوم موضوع بزرگتری را القا نمی کنند، تا زمانی که مورد پردازش واقع شوند . JAN و100110 و 12 نمونه هایی از داده هستند . بدون ارائه توضیحات بیشتر ، هیچ برداشتی از این سه داده صورت نمی پذیرد . هریک از این داده ها ممکن است بیانگر زمان ، مقدار ، وزن ، مبلغ ، اندازه ، ماهی از سال و . . . باشند .
اطلاعات :
اضافه کردن زمینه و تفسیر به داده ها و ارتباط آنها به یکدیگر ، موجب شکل گیری اطلاعات می شود . به بیان دیگر اطلاعات داده های ترکیبی و مرتبط همراه با زمینه و تفسیر آن است . اطلاعات در حقیقت داده های خلاصه شده را در بر می گیرد که گروه بندی ، ذخیره ، پالایش ، سازماندهی و تحلیل شده اند تا بتوانند زمینه را روشن سازند . می توان با بررسی اطلاعات به اتخاذ تصمیمات پرداخت . اطلاعات معمولاً شکل اعداد و ارقام ف کلمات و گزاره های انباشته شده را به خود می گیرند و اعداد و گزاره ها را بصورت خلاصه ارائه می کنند .
دانش :
اضافه کردن درک و حافظه به اطلاعات موجب توسعه طبیعی پس از اطلاعات می گردد . خلاصه سازی هر چه بیشتر اطلاعات اولیه به دانش منجر می شود . دانش را در این حالت می توان بینش های حاصل از اطلاعات و داده هایی تعریف کرد که می تواند به روشهای مختلف و در شرایط گوناگون موثر و قابل تقسیم باشد . دانش به حداقل رساندن جمع آوری و خواندن اطلاعات است نه افزایش دسترسی به اطلاعات . دانش کارآمد کمک می کند تا اطلاعات و داده های نا خواسته حذف شوند .

دانش یک ادراک و فهم است که از طریق تجربه ، استدلال ، درک مستقیم و یادگیری حاصل می شود . زمانی که افراد دانش خود را به اشتراک می گذارند ، دانش هریک افزایش می یابد و از ترکیب دانش یک فرد با افراد دیگر ، دانش جدید حاصل می شود . ( شکل 1 )
برخی دانش را صرفاً اطلاعات دانش می دانند . در نظر این افراد ، دانش ، ارزیابی واقعی است . مثلاً اینکه سرمایه سرکت های رقیب ما چقدر است ؟ یا استراژی هایی اتخاذ شده توسط آنها را جزو دانش به شمار می آورند . برخی دیگر ، دانش را تنها محدود به مهارتها و تخصص های کاربردی می دانند . در نظر اینها ، مهارت تراشکار و یا مهارت تدریس یک استاد دانشگاه ، مصادیق واقعی دانش هستند .
اما واقع امر این است که همه این موارد ، مصادیقی از دانش هستند . به طور خلاصه ، هرگونه اطلاعات پردازش شده که در جهت تحقق اهداف ما مفید باشد . دانش به حساب می آید .
از منظر دیگر ، برخی متخصصین دانش را به 4 دسته تقسیم می کنند :
  1. دانش چه چیزی ( Know What )
  2. دانش چرایی ( Know Why )
  3. دانش چگونگی ( Know How )
  4. دانش چه کسی ( Know who )
مثلاً در خصوصی موضوعی مانند " زلزله " :
  • دانش چه چیزی شامل این می شود که بدانیم زلزله در چه محل هایی و با چه قدرتی رخ داده است
  • دانش چرایی علت فیزیکی این رخداد را ارائه می کند . مثلاً می گوید زلزله رخ داده است زیرا لایه های سطحی پوسته زمین با یکدیگر تماس پیدا کرده اند .
  • دانش چگونگی مثلاً برای جلوگیری از زلزله یا کاهش تلفات ناشی از زلزله چه باید کرد یا به تعبیر دیگر چگونه می توان تلفات ناشی از زلزله را کاهش داد .
  • دانش چه کسی به این سوال پاسخ می دهد که چه متخصصینی مهارت پیش بینی زلزله را دارند یا اینکه چه کسانی می توانند در کاهش تلفات زلزله به ما کمک کنند .
از منظر دیگر ، دانش به دو دسته
تقسیم می شوند :
  1. دانش آشکار ( Explicit Knowledge ) : دانشی است که در قالب نوشته ها ، فیلم ، صوت ، عکس ، تصویر و حتی کلام قابل انتقال است . گاهی از آن به عنوان دانش کد شده ( Codified Knowledge ) هم یاد می شود .
  2. دانش ضمنی ( Tacit Knowledge ) : انواعی از دانش نظیر مهارت ، بصیرت ، تجربه ، بینش و شهود است که به راحتی قابل کد کردن نیسشتند . انتقال این دانش بیشتر با انتقال افرادی که این نوع از دانش را دارند از جایی به جای دیگر ، صورت می پذیرد .
خرد ( Wisdom ) :
آخرین مرحله ، حرکت از دانش به خرد و کمال است . خرد همان کاربرد دانش است . به عنوان مثال اگر شخصی اثر غذای پر چرب را در چاقی بداند اما بدون توجه به آن در خوردن غذای پر چرب پرهیز نداشته باشد ، فرد خردمندی نیست . زیرا از دانشی آگاهی داشته که آن را به کار نگرفته است .
هرم دانش :
با توجه به تعاریف و مفاهیم فوق می توان هرم دانش را ترسیم کرد . داده ها در پایین ترین سطح و خرد در راس هرم قرار دارند . برخی اختلاف نظرها درباره جزییات وجود دارد ولی در کل ، وفاق عمومی در باره حرکت و ترکیب کلی هرم دانش وجود دارد . ( شکل 2 )

ارسال نظر

آخرین نظرات

Comment RSS