خاطره - ناهار دودی

پرنیان

سعی خواهم کرد از زاویه نگاه خودم، هر هفته خاطره ای از اتفاقات زندگی پرنیان برای شما نقل کنم - همچنین امیدورام دیگر دوستانم همراهی کنند و گاه قلم از دست من برگیرند و خود خاطره ای را نقل کنند - چرا می گویم زندگی پرنیان. چون عمیقا معتقدم که ما در پرنیان و االبته همه در محیط های کاریشان زندگی می کنند. و همکارنشان را حتی بیشتر از اعضای خانواده شخصی می بینند. و اگر درست بنگریم گل قاچ 24 ساعته شبانه روز را در محل کارمان هستیم اما به غلط می گوییم کار را تعطیل کنیم و به سراغ زندگیمان برویم. مگر زندگی چیست؟

قبل از نقل خاطره لازم است طی یک مقدمه شما مخاطبین عزیز را با خانواده کوچک پرنیان آشنا کنم. و نقش هر یک از اعضای خانواده را در این تئاتر 365 روزه زندگی معرفی کنم.

ما پرنیانی ها در حاضر ساکن واحدهای 303 و 304 از مجتمع تجاری اداری ستا سنتر هستیم. من مهدی مدیر عامل پرنیان و ساکن واحد 304 هستم و مانند بیشتر مدیران اتاقی جداگانه به ابعاد حدود 12 متر دارم که بیشتر طول روز را در تنهایی به انجام وظایفم مشغولم. در جوار اتاق من، یکی از اتاقهای تیم توسعه قرار دارد که با ابعاد مشابه اتاق من، فرشید مدیر توسعه و دوست عزیز من به همراه محمد و دیگر همکارانی که در زمان مناسب و به فراخور نیاز به معرفی آنها خواهم پرداخت، زندگی می کنند.

در فضای لابی واحد 304 همکاران اداری و روابط عمومی حضور دارند که حضورشان باعث دلگرمی و حفظ توازن در ساختار خانواده پرنیان است. همچنین همکاران سخت کوش وصول مطالبات نیز حضور دارند که روحیه آنها ترکیبی است از احترام و اطمینان و قدرت تا بتوانند مسئولیتشان را به درستی انجام دهند. آشپزخانه یا به عبارت صحیح تر آبدارخانه هم در همین واحد قرار گرفته است. که درب آن به سمت لابی باز می شود. معرفی را فعلا همین جا متوقف می کنم چون ذکر این خاطره بیشتر مربوط به واحد 304 است و همین آبدرخانه.

قابلمه

در زمان ناهار همکاران غذای خود را اگر نیاز به گرم کردن داشته باشد بر روی اجاق گاز آبدارخانه می گذارند تا حرارتی ببیند و سپس میل می کنند. اما به دلیل حس وظیفه شناسی و جلوگیری از اتلاف زمان کاری، وقتی قابلمه غذای خود را بر سر اجاق می گذارند به سر میز خود بر می گردند و به ادامه کار خود مشغول می شوند. محمد که در پاراگراف قبلی معرفی شد جوانی است باهوش اما کمی حواس پرت که این فراموش کاری بعضا اتفاقات جالبی را رقم می زند. یکی از این اتفاقات سوختن تقریبا همیشگی ناهار محمد است. که باعث شهرت محمد شده است که هر روز ناهار دودی می خورد. جالب اینجاست که اگر از واحدهای دیگر هم بوی سوختن غذا استشمام شود بی چون و چرا و تحقیق همه می گویند غذای محمد است که سوخته.

ارسال نظر

آخرین نظرات

Comment RSS