بلاگ پرنیان

پرنیان، ارایه دهنده نرم افزارهای اتوماسیون اداری، CRM و پورتال

هواخوری

پرنیان

اگر پست های قبلی پرنیان را دنبال کرده باشید، می دانید که شرکت پرنیان شامل دو واحد 304 و 303 می باشد. واحد 304 به تراس بزرگ و چشم نوازی منتهی می شود که چشم انداز بسیار خوبی به هتل مشرف به مجتمع، مجتمع های تجاری اداری اطراف و خیابان شهید صیاد شیرازی دارد. با قدم نهادن برروی این تراس، احساس فتح قله ای بلند یا قدم گذاردن به پنت هاوس برجی شیک و مرتفع به آدمی دست می دهد. این تراس موهبتی برای همکاران پرنیانی ماست و مکانی برای رفع خستگی و هواخوری.

بیشتر...

خاطره - ماجرای پروژکتور

شرکت پرنیان ، محیطی سراسر شور و هیجان و مملو‌‌ از خاطرات رنگارنگ و بعضا تلخ و شیرین دارد. امروز دست به قلم گرفتم تا یکی‌دیگر از این خاطرات به یاد ماندنی را برای شما دوستان بازگو کنم. مدتی پیش یکی از مشتریان محترم پرنیان درخواست برگزاری دوره آموزشی سی آر ام را داده بودند. قرار بر این شد که این دوره در محل شرکت مشتری برگزار شود . بنابراین مجتبی یکی از همکاران فنی ما در شرکت پرنیان پردازش پارس راهی شرکت مذکور شد. محل برگزاری دوره کلاسی بود با چند صندلی برای حضار ، میز و صندلی و کامپیوتر جهت مدرس .برای آموزش این مباحث نیاز به ویدیو پروژکتور و پرده وجود داشت ، بنابراین ویدیو پروژکتور شرکت پرنیان که به سقف متصل بود را باز کرده و به محل برگزاری بردیم.

بیشتر...

داستان حلیم و پرنیان

پرنیان پردازش پارس

چند روز پیش خبر مسرت بخشی مبنی بر خوردن حلیم صبح پنج شنبه در محل شرکت پرنیان به دستمان رسید. وقتی که مهمانی باشد و آن هم با همکاران پرنیان ، یحتمل از حول حلیم در دیگ خواهی افتاد. البته که در ایام محرم شله و حلیم فراوان است اما به روایتی ما مشهدی ها از خوردن شله و حلیم سیر نمی شویم. اینگونه بود که صبح پنج شنبه همکاران پرنیانی سرحال تر از همیشه راهی شرکت شدند . خوردن حلیم در جمع و کنار یکدیگر حال و هوای بهتری دارد ، از اینرو چند عدد میز را کنار هم گذاشته  تبدیل به یک میز نهارخوری بزرگ جهت صرف صبحانه شد.

بیشتر...

احساسات یک مدیر - دوست داشتن

مدیر بودن سخت است، تا حدودی شبیه پدر بودن است  شاید هم شبیه رئیس جمهور بودن. بستگی دارد از کدام بعد و در چه زاویه ای به مساله نگاه کنیم. ترکیبی است از احساسات متناقض، حس دوست داشتن، رهبری کردن، مسئول بودن، نگران بودن، امیدوار کردن، صلح دادن، دعوا کردن و ...

من به عنوان یک مدیر تک تک همکارانم را دوست دارم مانند اعضای یک خانواده، ولی مطمئن نیستم که توانسته باشم این احساس را به درستی نشان بدهم و همین طور مطمئن نیستم همه آنها هم من را مانند یک برادر بزرگتر، یک مسئول، یک رهبر و یک ...  دوست دارند یا خیر.

بیشتر...

خاطره - ناهار دودی

پرنیان

سعی خواهم کرد از زاویه نگاه خودم، هر هفته خاطره ای از اتفاقات زندگی پرنیان برای شما نقل کنم - همچنین امیدورام دیگر دوستانم همراهی کنند و گاه قلم از دست من برگیرند و خود خاطره ای را نقل کنند - چرا می گویم زندگی پرنیان. چون عمیقا معتقدم که ما در پرنیان و االبته همه در محیط های کاریشان زندگی می کنند. و همکارنشان را حتی بیشتر از اعضای خانواده شخصی می بینند. و اگر درست بنگریم گل قاچ 24 ساعته شبانه روز را در محل کارمان هستیم اما به غلط می گوییم کار را تعطیل کنیم و به سراغ زندگیمان برویم. مگر زندگی چیست؟

بیشتر...