بلاگ پرنیان

پرنیان، ارایه دهنده نرم افزارهای اتوماسیون اداری، CRM و پورتال

دور باطل

می توانیم اوضاع و احوال نه چندان مساعد کسب و کار نرم افزار در بازار ایران را گردن این و آن بیندازیم. اما واقعیت تلخ این است که ریشه همه مشکلات امروز کسب و کارهای نرم افزاری خود ما نرم افزاری ها هستیم.

اگر سرمایه گذار برای ایده های نرم افزاری پیدا نمی شود، اگر نیروی کافی و متخصص وجود ندارد، اگر حقوق من به عنوان کارمند کافی نیست، اگر درآمد شرکت من کافی نیست، اگر به عنوان خریدار نرم افزارهای خوب و با کیفیت ایرانی کمتر می بینم، اگر ارزش واحد سازمانی من به عنوان مدیر IT پایین است، اگر اولین بودجه هایی که حذف می شود بودجه های نرم افزاری است، اگر شغل مناسب برای من تازه فارغ التحصیل پیدا نمی شود و اگر و اگرهای دیگر همه اش به خاطر خود ما و هم صنف ها و هم رشته های ما در طول این سال هاست.

آنچه که در ادامه می نویسم سناریویی است که نه برای همه ولی برای اکثریت اتفاق می افتد که نتایج فوق را به ارمغان آورده

من به عنوان یک دانشجوی مهندسی کامپیوتر و یا گرایشهای مختلف آن در زمان تحصیل خوب تمرین نمی کنم، از فرصت هایی که در اختیار دارم برای انجام تمرین های عملی به خوبی استفاده نمی کنم. و با سواد اندک و البته توقع زیاد فارغ التحصیل می شوم. در دانشگاه حتی به من یاد نمی دهند چطور یک رزومه بنویسم و یا چطور نظر یک شرکت را برای استخدام جلب کنم. گویی قرار است همه دانشجویان استاد دانشگاه شوند!

به هر زحمتی است شغلی دست و پا می کنم که احتمالا حقوق دریافتی از آن راضی کننده نیست. اما مشکل درآمد نیست چون در واقع من دارم حقوق می گیرم که یاد بگیرم چطور باید کار کرد. و اینجاست که می فهمم تحصیلات دانشگاهی تقریبا پشیزی نمی ارزد. مشکل این است که من از این فرصت هم به خوبی استفاده نمی کنم که زحمت بکشم و کار کنم و اعتماد مدیرانم را جلب کنم تا هم درآمد خود را افزایش دهم، هم محصولات مناسب تری تولید کنم و هم امنیت شغلی خود را تامین کنم.

چون احساس می کنم به اندازه ای که توانایی دارم به من حقوق نمی دهند. شغلم را عوض می کنم . و البته به این فکر نمی کنم که وقتی فرق برنامه نویسی را از آشپزی تشخیص نمی دادم چه کسی هزینه کرد، وقت گذاشت، فرصت داد که من حقوق بگیرم و آزمایش کنم و آموزش ببینم تا به اینجایی که فکر می کنم خیلی جایی است برسم.

شغل بعدی و بعدی را هم به همین دلایل عوض می کنم و کلا به این نتیجه  می رسم که چرا من زحمت بکشم و دیگران سودش را ببرند و این است که یا فریلنس می شوم و یا شرکتی را با همکاری دوستانی شبیه خودم دست و پا می کنم.

این قصه احتمالا ادامه دارد

پی نوشت : معنای آنچه نوشته ام این نیست که همه تقصیرها به گردن برنامه نویسها است زیرا که مدیران شرکت های نرم افزاری هم عمدتا برنامه نویسانی بوده اند که بعضا با سناریویی شبیه به این مدیر شده اند.

ساماندهی استخدام و قطع همکاری برنامه نویسان

آنچه در ادامه می خوانید پیشنهاد کمیسیون نرم افزار نظام صنفی رایانه است برای تلاش به ساماندهی جابه جایی نیروهای IT در شرکت های و فروشگاه کامپیوتری. در این پیشنهاد تلاش شده منافع طرفین لحاظ شود. اگر شما هم پیشنهاد یا انتقادی دارد در بخش نظرات منعکس فرمایید.

نيروی انسانی در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات جزء اصلی سرمايه واحدهای صنفي شرکتی و فروشگاهی محسوب می شود. از طرفی براساس توانایی و همکاری پرسنل فنی، هر واحد صنفی تعهداتی را به کارفرمايان می پذيرد و به تبع آن بخشی از مهارتها و دانش واحد صنفی در اختيار پرسنل قرار می گيرد. بنابراين در زمان قطع همکاری چنانچه فرآيند مناسبی طی نشود، واحد صنفی متحمل زيان و ضررهای زياد و در مواردی جبران ناشدنی خواهد شد. از این رو ساماندهی رویه های جذب، جابجایی و خاتمه همکاری پرسنل به منظور نظام مند شدن و کاهش آسیب های احتمالی برای اعضای صنف طی این شیوه نامه مد نظر قرار گرفته است.
توصيه 1: در قراردادهای همکاری پرسنل، بخشی مربوط به شرايط خاتمه همکاری به صورت شفاف گنجانده شود و در آن بخش نحوه ی خاتمه همکاری و شر��یط آن برای طرفين تشريح شود و حقوق قانوني طرفين نيز مطرح گردد.
توصيه 2: در تمامی قراردادهای منعقده بین واحد صنفی و کارفرمایان، بندی درخصوص منع طرفین از جذب نیروهای همدیگر به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم تا شش ماه پس از پایان کامل همکاری پیش بینی گردد.
توصيه 3: در ابتداي شروع همکاري، تاييديه مبنی بر تعلق مالکيت مادی، معنوی و فکری محصولات توليد شده در طول زمان همکاری به واحد صنفی به امضا و تاييد شخص رسيده شود تا در صورت نقض آن، مراتب به شکل قانونی از سوی واحد صنفی قابل پيگيری باشد.
توصيه 4: برای ساماندهی بهتر موارد مشمول اين شيوه نامه، از اعضای شرکتی و فروشگاهی تقاضا می گردد، نسبت به عضويت حقيقی نيروهای شاخص و کليدی واحد صنفی خود در سازمان نصر و همچنین تشویق آنها به کسب مجوز مشاوره اقدام نمايند.
بیشتر...

عدم اتصال به اینترنت مساوی زندگی در عصر دایناسورها

عدم اتصال به اینترنت مساوی زندگی در عصر دایناسورها
دیشب در فرودگاه در حال استفاده از اینترنت نه چندان مطلوب وای فای بودم که قطعی گاه بیگاه اینترنت توجه ام را به این پیام مرورگر کروم جلب کرد.

Error
 
 
تصویر شماتیک یک دایناسور که در ادامه آن پیام عدم امکان اتصال به اینترنت نوشته شده است. به نظر می رسد طراحان مرورگرکروم قصد داشته اند این مفهوم را القا کنند که عدم امکان اتصال به اینترنت معادل زندگی در عصر دایناسورهاست. و این یعنی چه بخواهیم و چه نخواهیم زندگی ما به اینترنت و استفاده از آن گره خورده است.
تا دیروز فقط کامپیوترها می توانستند و بهتر بگوییم نیاز بود که به اینترنت متصل شوند. بعد گوشی های موبایل بعد از آن تلویزیون ها و در آینده نه چندان دور تمام وسایل زندگی به اینترنت متصل خواهند شد (اینترنت چیزها)
بدیهی است که دسترسی به اینترنت با کیفیت به تدریج مانند دسترسی به برق می شود و عملا نمی توان بدون اینترنت زندگی کرد.

پیمانکاران را کتک نزنید

مدت زمان زیادی است که فرهنگ کتک زدن و تنبیه کردن مورد نکوهش روانشناسان و جامعه قرار گرفته است و در پی آن معلمین را از تنبیه دانش آموزان، والدین را از تنبیه فرزندان و .... منع می کنند. به عبارت دیگر جامعه نوین به این نتیجه رسیده است که تنبیه اصولا خیلی کارساز نیست. و صحبت کردن، توافق کردن و گاه تشویق کردن بسیار موثرتر عمل می کند. حال سوال اینجاست چرا این فرهنگ و این دیدگاه به کارفرمایان و مشتریان محترم نرم افزار منتقل نشده است. چرا بعضی گمان می کنند که تنبیه یک شرکت نرم افزاری که در وضعیت کنونی اقتصاد ایران، مانند کودکی بی دفاع در حال تلاش است می تواند نتیجه داشته باشد. لذا در این مطلب پیشنهاداتی دوستانه برای مشتریان و کارفرمایان نرم افزار دارم:

توقع خود را از پیمانکار واقعی کنید
بهتر است انتزاعی فکر نکنیم. نیروهای شرکت نرم افزاریی که پیمانکار شما است به دلایل متعددی از جمله دریافت نامنظم حقوق ممکن است که محل کارشان را ترک کنند، شرکت مجبور است برای تامین هزینه هایش پروژه های متعددی را اجرا کند، زمان ارایه پروژه ها نامنظم است و ممکن است چند پروژه با هم منعقد شوند. نیروی کار محدود است و نمی توان ظرف مدت کوتاهی نیروی برنامه نویس ماهر استخدام کرد، تیم برنامه ریز انسان هستند و انسان جایزالخطا است و ممکن است که در پیش بینی های زمانی اشتباه کنند. همه این موارد دست به دست هم می دهند تا پروژه ها نسبت به پیش بینی که انجام می شود دچار تاخیر شوند. مشکل زمانی پیچیده تر می شود که کارفرما اصرار دارد تا کار در مدت خیلی محدود انجام شود. که این همان توقع غیرواقعی است که نتیجه ای جز ایجاد استرس برای پیمانکار و شکست پروژه برای کارفرما نخواهد داشت.
 
صندوقچه گنج پیمانکار کوچک است
قسمت عمده ای از بازار نرم افزار ایران مربوط به حوزه نرم افزارهای سازمانی است. و مشتریان نرم افزارهای این حوزه سازمان ها و شرکت های متوسط و بزرگ هستند. که در بیشتر موارد به لحاظ اندازه سازمانی چند برابر شرکت پیمانکار می باشند. لذا باید در نظر داشته باشند که سرمایه شرکت نرم افزاری بسیار کمتر از آنها است و بیش از حد طولانی کردن پروسه های پرداخت وجه صورت وضعیت ها فشار زیادی به پیمانکار وارد می کند.
 
پیمانکار را فقط در شرایط خاصی تنبیه کنید
به همان دلیل که سازمان های کارفرما بزرگتر از شرکت های مجری نرم افزار هستند، شرایط قراردادهای فی مابین معمولا بسیار یک طرفه و به نفع کارفرما نوشته می شود و دست کارفرما را برای فسخ، تنبیه، تغییر ابعاد پروژه و... بسیار باز می گذارد و پیمانکاران هم چاره ای جز امضای این قرارداد ندارند. لذا تنبیه پیمانکار بسیار ساده است ولی نتایج آن معمولا مثبت نخواهد بود. به نظر من به جز در موارد استثنایی که پیمانکار واقعا مشکل ایجاد کرده است نباید او را تنبیه کرد. زیرا به اندازه کافی تحت فشار هست و فشار مضاعف دردی را دوا نمی کند.
 

چطور وقایع پیرامون ما در نتیجه تصمیم ما تاثیر می گذارند؟

هر چند عنوان این پست شبیه مطالب روانشناسی شد ولی قرار نیست از این زاویه به مساله نگاه کنیم. بلکه هدف تاثیر پدیده ای است که در پرنیان به آن Locality می گوییم بر فعالیت ها ، تصمیم گیریها و بعضا حتی تولید یک محصول جدید! به عنوان مثال مصطلح است که در پرنیان می گوییم فلانی locality بالایی دارد یا من این حرف را تحت تاثیر locality زدم و ...

منظور ما از locality تاثیری است که وقایع اخیر شامل خواندن یک مطلب، صحبت با یک فرد، شنیدن یک خبر، شرکت در یک جلسه، خواندن یک کتاب و ... بر ذهن ما می گذارد و باعث می شود تصمیماتی که اتخاذ می کنیم موثر از این وقایع باشند. اگر این تاثیر زیاد باشد تا حدی که فرد بر اساس آن روال معمول برنامه های کاریش را بر هم می زند و روال جدیدی در پیش می گیرد گفته می شود locality فرد بالاست.

در بخش نظرات مطلبی با عنوان چطور بفهمیم که با نرم‌افزارمان یک مشکل واقعی را حل کرده‌ایم؟ در خصوص تاثیر locality بر تحقیق پیرامون تولید یک نرم افزار جدید توضیح داده ام. در ادامه این مطلب تلاش می شود با ذکر مثالهایی شما را با اهمیت این پدیده آشنا کنیم و شما از آنچه locality بالا می نامیم بر حذر نماییم زیرا که به طور حتم باعث انحراف از مسیر و یا اخذ تصمیمات اشتباه خواهد شد.

تاثیر بر مدیران

شما مدیر یک شرکت نرم افزاری است و بواسطه شغل و سمتی که دارید کتابهای مدیریتی مطالعه می کنید و در سمینارهای مدیریتی شرکت می کنید. فردی با locality بالا هر گاه که یک فصل کتاب و در موارد حادتر یک صفحه از کتابی را مطالعه می کند تلاش می کند بلافاصله رهنمودهای دریافت شده از کتاب یا سمینار را در شرکت تحت امرش اجرایی نماید. به عنوان مثال در سمیناری با موضوع مدیریت دانش شرکت می کند و تحت تاثیر صحبت های سخنران تلاش می  کند سامانه مدیریت دانش را در شرکت به راه اندازد. شاید گمان کنید که این ویژگی که خوب است اما در نظر داشته باشید این فرد همیشه تحت تاثیر locality است و کافی است هفته بعد از دوستی در خصوص اشکالات سیستم های مدیریت دانش چیزی بشنود باز بلافاصله اقدام می نماید. نتیجه این می شود که سکان کشتی شرکت به دست چنین مدیری هر لحظه به سویی چرخانده می شود و هیچگاه به سر منزل نمی رسد.

تاثیر در برنامه نویسان

شما برنامه نویس هستید و عاشق کسب مهارت های جدید. بدیهی است که با چنین روحیه ی فعالی همواره تلاش می کنید خودتان را به روز نگه دارید و تازه های حوزه خود را مطالعه و تست می کنید. تا اینجای کار خیلی هم خوب است اما اگر شما فردی با locallity بالا باشید هر چیز جدیدی را که می آموزید در کارهای روزمره خود وارد می کنید. اگر این چیز جدید یک ابزار کمک کننده جدید باشد کلی از وقت شما صرف آزمایش و پیدا کردن قابلیتها و کاربردهای آن می شود. اگر یک Pattern جدید باشد کلی از کدهای نوشته شده شما شخم می خورد و در پی آن باگهای متعددی ایجاد می شود. اگر یک کتابخانه جدید باشد باز کلی از زمان، صرف کشف متدهای مختلف آن و چگونگی استفاده از آن ها در کدهای موجود می شود و اگر یک زبان برنامه نویسی باشد که دیگر خداوند آن پروژه رحمت کند. 

تاثیر بر فروشندگان

امروزه کتابها، سی دی ها و سمینارهای متعددی در خصوص فروش گذاشته می شود. همه این مطالب سعی می کنند شما را قانع کنند که روش فروش صحیح آن چیزی است که آنها می گویند و بیشتر آنها نیز این عقیده اشتباه را القا می کنند که روشی برای فروش انفجاری و موفقیت کوتاه مدت در فروش وجود دارد. در صورت شما یک فروشنده نرم افزار با locality بالا باشید مبلغ هنگفتی از سرمایه شرکت تان را برای آزمایش ایده های مختلف فروش به هدر می دهید و عملا هم چیزی عاید شرکت نخواهد شد.

آنچه گفته شد بدین معنی نیست که :

- روش های موجود مدیریتی را تغییر ندهیم

- متدها، الگوها و ابزارهای جدید برنامه نویسی را نیاموزیم و از آنها استفاده نکنیم

- ایده های نوین فروش را آزمایش نکنیم.

بلکه بدین معنی است که هر رویکردی نیاز به زمان برای رسیدن به نتیجه دارد و نباید تحت تاثیر اتفاقات پیرامون مرتب رویکردمان را چه در حوزه مدیریت، چه در حوزه برنامه نویسی و چه در حوزه فروش تغییر دهیم. بلکه باید از وقایع پیرامون طرحی آماده کنیم و گام بعدی را با در نظر گرفتن جمیع نظرات و هزینه و فایده مهیا کرده و سپس قدم برداریم. البته بعد از اینکه جای پای قدم قبلی را محکم کرده ایم.