دور باطل

می توانیم اوضاع و احوال نه چندان مساعد کسب و کار نرم افزار در بازار ایران را گردن این و آن بیندازیم. اما واقعیت تلخ این است که ریشه همه مشکلات امروز کسب و کارهای نرم افزاری خود ما نرم افزاری ها هستیم.

اگر سرمایه گذار برای ایده های نرم افزاری پیدا نمی شود، اگر نیروی کافی و متخصص وجود ندارد، اگر حقوق من به عنوان کارمند کافی نیست، اگر درآمد شرکت من کافی نیست، اگر به عنوان خریدار نرم افزارهای خوب و با کیفیت ایرانی کمتر می بینم، اگر ارزش واحد سازمانی من به عنوان مدیر IT پایین است، اگر اولین بودجه هایی که حذف می شود بودجه های نرم افزاری است، اگر شغل مناسب برای من تازه فارغ التحصیل پیدا نمی شود و اگر و اگرهای دیگر همه اش به خاطر خود ما و هم صنف ها و هم رشته های ما در طول این سال هاست.

آنچه که در ادامه می نویسم سناریویی است که نه برای همه ولی برای اکثریت اتفاق می افتد که نتایج فوق را به ارمغان آورده

من به عنوان یک دانشجوی مهندسی کامپیوتر و یا گرایشهای مختلف آن در زمان تحصیل خوب تمرین نمی کنم، از فرصت هایی که در اختیار دارم برای انجام تمرین های عملی به خوبی استفاده نمی کنم. و با سواد اندک و البته توقع زیاد فارغ التحصیل می شوم. در دانشگاه حتی به من یاد نمی دهند چطور یک رزومه بنویسم و یا چطور نظر یک شرکت را برای استخدام جلب کنم. گویی قرار است همه دانشجویان استاد دانشگاه شوند!

به هر زحمتی است شغلی دست و پا می کنم که احتمالا حقوق دریافتی از آن راضی کننده نیست. اما مشکل درآمد نیست چون در واقع من دارم حقوق می گیرم که یاد بگیرم چطور باید کار کرد. و اینجاست که می فهمم تحصیلات دانشگاهی تقریبا پشیزی نمی ارزد. مشکل این است که من از این فرصت هم به خوبی استفاده نمی کنم که زحمت بکشم و کار کنم و اعتماد مدیرانم را جلب کنم تا هم درآمد خود را افزایش دهم، هم محصولات مناسب تری تولید کنم و هم امنیت شغلی خود را تامین کنم.

چون احساس می کنم به اندازه ای که توانایی دارم به من حقوق نمی دهند. شغلم را عوض می کنم . و البته به این فکر نمی کنم که وقتی فرق برنامه نویسی را از آشپزی تشخیص نمی دادم چه کسی هزینه کرد، وقت گذاشت، فرصت داد که من حقوق بگیرم و آزمایش کنم و آموزش ببینم تا به اینجایی که فکر می کنم خیلی جایی است برسم.

شغل بعدی و بعدی را هم به همین دلایل عوض می کنم و کلا به این نتیجه  می رسم که چرا من زحمت بکشم و دیگران سودش را ببرند و این است که یا فریلنس می شوم و یا شرکتی را با همکاری دوستانی شبیه خودم دست و پا می کنم.

این قصه احتمالا ادامه دارد

پی نوشت : معنای آنچه نوشته ام این نیست که همه تقصیرها به گردن برنامه نویسها است زیرا که مدیران شرکت های نرم افزاری هم عمدتا برنامه نویسانی بوده اند که بعضا با سناریویی شبیه به این مدیر شده اند.

 

ساماندهی استخدام و قطع همکاری برنامه نویسان

آنچه در ادامه می خوانید پیشنهاد کمیسیون نرم افزار نظام صنفی رایانه است برای تلاش به ساماندهی جابه جایی نیروهای IT در شرکت های و فروشگاه کامپیوتری. در این پیشنهاد تلاش شده منافع طرفین لحاظ شود. اگر شما هم پیشنهاد یا انتقادی دارد در بخش نظرات منعکس فرمایید.

نيروی انسانی در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات جزء اصلی سرمايه واحدهای صنفي شرکتی و فروشگاهی محسوب می شود. از طرفی براساس توانایی و همکاری پرسنل فنی، هر واحد صنفی تعهداتی را به کارفرمايان می پذيرد و به تبع آن بخشی از مهارتها و دانش واحد صنفی در اختيار پرسنل قرار می گيرد. بنابراين در زمان قطع همکاری چنانچه فرآيند مناسبی طی نشود، واحد صنفی متحمل زيان و ضررهای زياد و در مواردی جبران ناشدنی خواهد شد. از این رو ساماندهی رویه های جذب، جابجایی و خاتمه همکاری پرسنل به منظور نظام مند شدن و کاهش آسیب های احتمالی برای اعضای صنف طی این شیوه نامه مد نظر قرار گرفته است.
توصيه 1: در قراردادهای همکاری پرسنل، بخشی مربوط به شرايط خاتمه همکاری به صورت شفاف گنجانده شود و در آن بخش نحوه ی خاتمه همکاری و شرایط آن برای طرفين تشريح شود و حقوق قانوني طرفين نيز مطرح گردد.
توصيه 2: در تمامی قراردادهای منعقده بین واحد صنفی و کارفرمایان، بندی درخصوص منع طرفین از جذب نیروهای همدیگر به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم تا شش ماه پس از پایان کامل همکاری پیش بینی گردد.
توصيه 3: در ابتداي شروع همکاري، تاييديه مبنی بر تعلق مالکيت مادی، معنوی و فکری محصولات توليد شده در طول زمان همکاری به واحد صنفی به امضا و تاييد شخص رسيده شود تا در صورت نقض آن، مراتب به شکل قانونی از سوی واحد صنفی قابل پيگيری باشد.
توصيه 4: برای ساماندهی بهتر موارد مشمول اين شيوه نامه، از اعضای شرکتی و فروشگاهی تقاضا می گردد، نسبت به عضويت حقيقی نيروهای شاخص و کليدی واحد صنفی خود در سازمان نصر و همچنین تشویق آنها به کسب مجوز مشاوره اقدام نمايند.
بیشتر...

 

عدم اتصال به اینترنت مساوی زندگی در عصر دایناسورها

عدم اتصال به اینترنت مساوی زندگی در عصر دایناسورها
دیشب در فرودگاه در حال استفاده از اینترنت نه چندان مطلوب وای فای بودم که قطعی گاه بیگاه اینترنت توجه ام را به این پیام مرورگر کروم جلب کرد.

Error
 
 
تصویر شماتیک یک دایناسور که در ادامه آن پیام عدم امکان اتصال به اینترنت نوشته شده است. به نظر می رسد طراحان مرورگرکروم قصد داشته اند این مفهوم را القا کنند که عدم امکان اتصال به اینترنت معادل زندگی در عصر دایناسورهاست. و این یعنی چه بخواهیم و چه نخواهیم زندگی ما به اینترنت و استفاده از آن گره خورده است.
تا دیروز فقط کامپیوترها می توانستند و بهتر بگوییم نیاز بود که به اینترنت متصل شوند. بعد گوشی های موبایل بعد از آن تلویزیون ها و در آینده نه چندان دور تمام وسایل زندگی به اینترنت متصل خواهند شد (اینترنت چیزها)
بدیهی است که دسترسی به اینترنت با کیفیت به تدریج مانند دسترسی به برق می شود و عملا نمی توان بدون اینترنت زندگی کرد.

 

 

پیمانکاران را کتک نزنید

مدت زمان زیادی است که فرهنگ کتک زدن و تنبیه کردن مورد نکوهش روانشناسان و جامعه قرار گرفته است و در پی آن معلمین را از تنبیه دانش آموزان، والدین را از تنبیه فرزندان و .... منع می کنند. به عبارت دیگر جامعه نوین به این نتیجه رسیده است که تنبیه اصولا خیلی کارساز نیست. و صحبت کردن، توافق کردن و گاه تشویق کردن بسیار موثرتر عمل می کند. حال سوال اینجاست چرا این فرهنگ و این دیدگاه به کارفرمایان و مشتریان محترم نرم افزار منتقل نشده است. چرا بعضی گمان می کنند که تنبیه یک شرکت نرم افزاری که در وضعیت کنونی اقتصاد ایران، مانند کودکی بی دفاع در حال تلاش است می تواند نتیجه داشته باشد. لذا در این مطلب پیشنهاداتی دوستانه برای مشتریان و کارفرمایان نرم افزار دارم:

توقع خود را از پیمانکار واقعی کنید
بهتر است انتزاعی فکر نکنیم. نیروهای شرکت نرم افزاریی که پیمانکار شما است به دلایل متعددی از جمله دریافت نامنظم حقوق ممکن است که محل کارشان را ترک کنند، شرکت مجبور است برای تامین هزینه هایش پروژه های متعددی را اجرا کند، زمان ارایه پروژه ها نامنظم است و ممکن است چند پروژه با هم منعقد شوند. نیروی کار محدود است و نمی توان ظرف مدت کوتاهی نیروی برنامه نویس ماهر استخدام کرد، تیم برنامه ریز انسان هستند و انسان جایزالخطا است و ممکن است که در پیش بینی های زمانی اشتباه کنند. همه این موارد دست به دست هم می دهند تا پروژه ها نسبت به پیش بینی که انجام می شود دچار تاخیر شوند. مشکل زمانی پیچیده تر می شود که کارفرما اصرار دارد تا کار در مدت خیلی محدود انجام شود. که این همان توقع غیرواقعی است که نتیجه ای جز ایجاد استرس برای پیمانکار و شکست پروژه برای کارفرما نخواهد داشت.
 
صندوقچه گنج پیمانکار کوچک است
قسمت عمده ای از بازار نرم افزار ایران مربوط به حوزه نرم افزارهای سازمانی است. و مشتریان نرم افزارهای این حوزه سازمان ها و شرکت های متوسط و بزرگ هستند. که در بیشتر موارد به لحاظ اندازه سازمانی چند برابر شرکت پیمانکار می باشند. لذا باید در نظر داشته باشند که سرمایه شرکت نرم افزاری بسیار کمتر از آنها است و بیش از حد طولانی کردن پروسه های پرداخت وجه صورت وضعیت ها فشار زیادی به پیمانکار وارد می کند.
 
پیمانکار را فقط در شرایط خاصی تنبیه کنید
به همان دلیل که سازمان های کارفرما بزرگتر از شرکت های مجری نرم افزار هستند، شرایط قراردادهای فی مابین معمولا بسیار یک طرفه و به نفع کارفرما نوشته می شود و دست کارفرما را برای فسخ، تنبیه، تغییر ابعاد پروژه و... بسیار باز می گذارد و پیمانکاران هم چاره ای جز امضای این قرارداد ندارند. لذا تنبیه پیمانکار بسیار ساده است ولی نتایج آن معمولا مثبت نخواهد بود. به نظر من به جز در موارد استثنایی که پیمانکار واقعا مشکل ایجاد کرده است نباید او را تنبیه کرد. زیرا به اندازه کافی تحت فشار هست و فشار مضاعف دردی را دوا نمی کند.
 

 

چطور وقایع پیرامون ما در نتیجه تصمیم ما تاثیر می گذارند؟

هر چند عنوان این پست شبیه مطالب روانشناسی شد ولی قرار نیست از این زاویه به مساله نگاه کنیم. بلکه هدف تاثیر پدیده ای است که در پرنیان به آن Locality می گوییم بر فعالیت ها ، تصمیم گیریها و بعضا حتی تولید یک محصول جدید! به عنوان مثال مصطلح است که در پرنیان می گوییم فلانی locality بالایی دارد یا من این حرف را تحت تاثیر locality زدم و ...

منظور ما از locality تاثیری است که وقایع اخیر شامل خواندن یک مطلب، صحبت با یک فرد، شنیدن یک خبر، شرکت در یک جلسه، خواندن یک کتاب و ... بر ذهن ما می گذارد و باعث می شود تصمیماتی که اتخاذ می کنیم موثر از این وقایع باشند. اگر این تاثیر زیاد باشد تا حدی که فرد بر اساس آن روال معمول برنامه های کاریش را بر هم می زند و روال جدیدی در پیش می گیرد گفته می شود locality فرد بالاست.

در بخش نظرات مطلبی با عنوان چطور بفهمیم که با نرم‌افزارمان یک مشکل واقعی را حل کرده‌ایم؟ در خصوص تاثیر locality بر تحقیق پیرامون تولید یک نرم افزار جدید توضیح داده ام. در ادامه این مطلب تلاش می شود با ذکر مثالهایی شما را با اهمیت این پدیده آشنا کنیم و شما از آنچه locality بالا می نامیم بر حذر نماییم زیرا که به طور حتم باعث انحراف از مسیر و یا اخذ تصمیمات اشتباه خواهد شد.

تاثیر بر مدیران

شما مدیر یک شرکت نرم افزاری است و بواسطه شغل و سمتی که دارید کتابهای مدیریتی مطالعه می کنید و در سمینارهای مدیریتی شرکت می کنید. فردی با locality بالا هر گاه که یک فصل کتاب و در موارد حادتر یک صفحه از کتابی را مطالعه می کند تلاش می کند بلافاصله رهنمودهای دریافت شده از کتاب یا سمینار را در شرکت تحت امرش اجرایی نماید. به عنوان مثال در سمیناری با موضوع مدیریت دانش شرکت می کند و تحت تاثیر صحبت های سخنران تلاش می  کند سامانه مدیریت دانش را در شرکت به راه اندازد. شاید گمان کنید که این ویژگی که خوب است اما در نظر داشته باشید این فرد همیشه تحت تاثیر locality است و کافی است هفته بعد از دوستی در خصوص اشکالات سیستم های مدیریت دانش چیزی بشنود باز بلافاصله اقدام می نماید. نتیجه این می شود که سکان کشتی شرکت به دست چنین مدیری هر لحظه به سویی چرخانده می شود و هیچگاه به سر منزل نمی رسد.

تاثیر در برنامه نویسان

شما برنامه نویس هستید و عاشق کسب مهارت های جدید. بدیهی است که با چنین روحیه ی فعالی همواره تلاش می کنید خودتان را به روز نگه دارید و تازه های حوزه خود را مطالعه و تست می کنید. تا اینجای کار خیلی هم خوب است اما اگر ش��ا فردی با locallity بالا باشید هر چیز جدیدی را که می آموزید در کارهای روزمره خود وارد می کنید. اگر این چیز جدید یک ابزار کمک کننده جدید باشد کلی از وقت شما صرف آزمایش و پیدا کردن قابلیتها و کاربردهای آن می شود. اگر یک Pattern جدید باشد کلی از کدهای نوشته شده شما شخم می خورد و در پی آن باگهای متعددی ایجاد می شود. اگر یک کتابخانه جدید باشد باز کلی از زمان، صرف کشف متدهای مختلف آن و چگونگی استفاده از آن ها در کدهای موجود می شود و اگر یک زبان برنامه نویسی باشد که دیگر خداوند آن پروژه رحمت کند. 

تاثیر بر فروشندگان

امروزه کتابها، سی دی ها و سمینارهای متعددی در خصوص فروش گذاشته می شود. همه این مطالب سعی می کنند شما را قانع کنند که روش فروش صحیح آن چیزی است که آنها می گویند و بیشتر آنها نیز این عقیده اشتباه را القا می کنند که روشی برای فروش انفجاری و موفقیت کوتاه مدت در فروش وجود دارد. در صورت شما یک فروشنده نرم افزار با locality بالا باشید مبلغ هنگفتی از سرمایه شرکت تان را برای آزمایش ایده های مختلف فروش به هدر می دهید و عملا هم چیزی عاید شرکت نخواهد شد.

آنچه گفته شد بدین معنی نیست که :

- روش های موجود مدیریتی را تغییر ندهیم

- متدها، الگوها و ابزارهای جدید برنامه نویسی را نیاموزیم و از آنها استفاده نکنیم

- ایده های نوین فروش را آزمایش نکنیم.

بلکه بدین معنی است که هر رویکردی نیاز به زمان برای رسیدن به نتیجه دارد و نباید تحت تاثیر اتفاقات پیرامون مرتب رویکردمان را چه در حوزه مدیریت، چه در حوزه برنامه نویسی و چه در حوزه فروش تغییر دهیم. بلکه باید از وقایع پیرامون طرحی آماده کنیم و گام بعدی را با در نظر گرفتن جمیع نظرات و هزینه و فایده مهیا کرده و سپس قدم برداریم. البته بعد از اینکه جای پای قدم قبلی را محکم کرده ایم.

 

کپی رایت خوب است یا بد؟

​در این پست منظور از کپی رایت یعنی رعایت حق تولید کننده نرم افزارهای غیر ایرانی، در مورد نرم افزارهای ایرانی کپی رایت یک مساله پذیرفته شده است که هر چند توسط کاربران عادی چندان رعایت نمی شود اما تولید کنندگان خود با چنگ و دندان از محصولشان دفاع می کنند و آن را به انواع قفل نرم افزاری و سخت افزاری مزین می کنند. ناگفته پیداست که حق دارند و ما هم چنین می کنیم.
 
پذیرفتن یا نپذیرفتن قانون کپی رایت هم دست من و شما نیست که بخواهیم در خصوص علل آن بنویسیم. اما بیاید فرض محال کنیم که از همین فردا همه، از دولت گرفته تا شرکت های تولید کننده نرم افزار و مردم عادی و ... خلاصه همه و همه قانون کپی رایت را برای نرم افزارها بپذیرند و از صمیم قلب بخواهند تا حقوق پدیدآورندگان نرم افزار را پرداخت نمایند. به نظر شما این پذیرش به نفع شرکت های نرم افزاری ایرانی است یا به ضررشان؟
کپی رایت
 
 ضررها:
  • بازار ایران بر روی تولید کنندگان خارجی باز می شود و از این پس ما تولید کنندگان داخلی باید چون بره ای تازه متولد شده با گرگان بیابان دیده به رقابت بپردازیم و صد البته شرکت های بسیاری قربانی این رقابت می شوند و از چرخه حیات کاری ساقط می گردند. این یک ضرر است اما نه برای همه مردم فقط برای تولید کنندگان نرم افزارهای بومی.
  • دوران سایت های نرم افزارهای مجانی و دی و دی های هلوگرام دار سرشار از نرم افزارهای کرک شده به سر می آید و همه ما بایستی برای خرید بیشتر نرم افزارهایی که در حال حاضر بر روی کامپیوترهایمان نصب داریم، هزینه پرداخت کنیم. این ضرر کمی سنگین است و میلیاردها تومان خرج روی دست مملکت می گذارد.تصور کنید که حدود یک میلیون تومان برای خرید یک پی سی هزینه کنید بعد تازه مجبور باشید بیش از این مقدار برای نرم افزار MultiMedia و بازی و ... هزینه کنید!!! هر چند بسیار سخت می نماید که چنین چیزی در عمل اتفاق بیافتد اما ما ایرانی های ثابت کرده ایم که غیر ممکن ها هم ممکن می شود مانند آنچه بر سر دلار آمد و تبعات حاصل از آن، و در ظاهر آب از آب تکان نخورد.
 
منافع:
  • اصلی ترین منفعت حاصل از این اتفاق تغییر فرهنگ مصرف کنندگان است که عادت می کنند برای داشتن یک نرم افزار باید هزینه کنند. یک مثال می زنیم در حال حاضر شما وقتی به یک سازمان با حدود 200 کاربر برای نرم افزار اتوماسیون اداری قیمتی حدود 15 میلیون تومان بدهید، قطعا با واکنش های منفی روبرو خواهید شد و اینکه از نظر آن سازمان این قیمت بسیار بالاست. اما همین سازمان را بعد از پذیرش کپی رایت در نظر بگیرید. بایستی حداقل 200 لایسنس ویندوز، 200 لایسنس آفیس، لایسنس SQL، لایسنس ویندوز سرور و... را از پیش خریداری کرده باشد. که در این صورت عدد نرم افزار اتوماسیون شما برایش منطقی و شاید ارزان هم باشد.
  • افزایش توان تولید کنندگان نرم افزار داخلی یکی دیگر از پیامدهای این اتفاق است. درست است که شاید تعداد زیادی از شرکت های داخلی در ورطه رقابت از پا درآیند اما آنها که می مانند بسیار قوی تر شده و نه تنها به داخل بلکه به خارج از ایران نیز توان سرویس دهی خواهند داشت.
  • مشاغل جدیدی پیرامون محصولات شرکت های بزرگی چون مایکروسافت شکل می گیرد. در حال حاضر اکثر برنامه نویسان در حال نوشتن نرم افزارهایی از پایه هستند و کمتر شرکتی تلاش می کند آنچه بزرگان فناوری تولید کرده اند را برای سازمان ها به شکل مناسبی مستقر نماید. در صورتی که فرآیند شناسایی صحیح نیازهای سازمان و تطبیق آن ها با امکانات نرم افزار یو استقرار صحیح یک نرم افزار در سازمان کم از تولید آن ندارد. نمونه این رویکرد را در طرح سامان پرنیان توضیح داده ایم.

 

تجربه فروش به يك ايراني مقيم خارج

​مدتي پيش يك ايراني مقيم امارات به عنوان مدير يك كسب و كار بين المللي كه دفاتري در ايران و امارات و چند كشور ديگر دارد با پرنيان تماس گرفت و درخواست مشاوره و استفاده از خدمات پرنيان براي راه اندازي سرويسي مبتني بر شيرپوينت را داشت. ايشان قبل از تماس با ما اكانتي را در نسخه آزمايشي آفيس 365 مايكروسافت را كه بر روي سرويس ابري ويندوز Azure عرضه مي شود ايجاد كرده بودند و مايل بودند راهكار مورد نظرشان بر روي اين سرويس مايكروسافت دريافت نمايند.
 
آفیس 365
 طبق بررسي هاي همكاران من در پرنيان،‌ آفيس 365 شامل سرويس ايميل، اوتلوك تحت وب 2013، شيرپوينت 2013، Lync 2013 و اسكاي درايو است. يعني تمام سرويس هاي دفتري مورد نياز براي آفيس يك كسب و كار. آفيس 365 كه كاملا به صورت آنلاين عرضه مي شود براي هر 10 كاربر در سال 1500 دلار هزينه دارد. اين عدد در مقابل خريد لايسنس 10 كاربره فقط شيرپوينت به مبلغ 10000 دلار كاملا مناسب به نظر مي رسد.
با توجه به قابليت جديد شيرپوينت 2013 براي اتصال به فروشگاه شيرپوينت مايكروسافت و نصب آنلاين App ها، به راحتي مي توان Appهاي مورد نظر را روي شيرپوينت نصب كرد و در نهايت به راهكار مورد نظر رسيد.
 
اما نكات جالب توجه اين تجربه:
- بحث لايسنس و پرداخت وجه براي خريد نرم افزار براي ايشان كاملا عادي بود و نه دنبال تخفيف هاي آنچناني بودند و نه شگفت زده بودند از اينكه سرويس نرم افزاري را از مايكروسافت اجاره كنند و بابت آن چند ميليون تومان پول پرداخت كنند. اين تجربه دوباره من را ياد داستان قديمي كپي رايت انداخت كه آيا پذيرش قانون كپي رايت در ايران به نفع شركت هاي نرم افزاري است يا به ضرر آنها. انشالله در آينده مطلبي در اين خصوص خواهم نوشت.
 
- استفاده از بستر اينترنت (البته از نوع پرسرعت واقعي و پايدار) و سرويس هاي ابري براي مديريت يكپارچه نرم افزاري يك كسب و كار بين المللي كه خود به نوبه خود تجربه اي جديد و جذاب براي پرنيان بود.

 

آیا ما شیرپوینت مایکروسافت را می فروشیم؟

متاسفانه عملکرد ناقص برخی افراد سودجو که فکر می کنند مشتریان متوجه نتیجه کار آنها نمی شوند باعث ایجاد یک دید منفی برای برخی مشتریان شده است. اما داستان از چه قرار است؟
 
هستند افرادی که سی دی شیرپوینت را تهیه می کنند، روش نصب آن را یاد می گیرند و کمی هم با قابلیت های شیرپوینت آشنا می شوند. بعد بواسطه آشنایی با یک سازمان یا اعتماد نابجای مشتری به آنها، شیرپوینت را صرفا برای مشتری نصب می کنند و عددی را نه در حد نصب بلکه در حد ارایه یک پورتال از مشتری دریافت می کنند. البته چنین افرادی همیشه و در همه زمینه ها وجود دارند. اما مشکلی که ایجاد می شود این است که اعتماد مشتریان به دیگر شرکت های که به شکل صحیح و نتیجه ماهها و سال ها کارشان را عرضه می کنند، کم رنگ می شود.
 
ما در شرکت پرنیان پردازش پارس همیشه تلاش کرده ایم تا موضوعات را از هم تفکیک کنیم یعنی برای مشتری شفاف کنیم که آنچه به عنوان بستر نرم افزار پرنیان برای وی نصب می شود، شیرپوینت و محصول شرکت مایکروسافت است. همانطور که SQL Server به عنوان پایگاه داده بسیاری از نرم افزارهاT، محصول مایکروسافت است و همانطور که ویندوز سرور و اکتیو دایرکتوری که بنای شبکه بسیاری از سازمان ها است محصول مایکروسافت است و همانطور که اکسچنج، پراجکت سرور، آفیس و .... محصول مایکروسافت است.
 
به عبارت دیگر از دیدگاه پرنیان، شیرپوینت نیز بستری است که می تواند پایه یک پورتال، هسته یک سیستم مدیریت اسناد، هاست یک فرآیند ساز (BPMS) ، داشبورد یک سیستم هوش تجاری و یا پنل یک سیستم اتوماسیون اداری باشد. و این کاری است که به عنوان یک فعالیت تجاری معتبر در دنیا و تحت عنوان Partner مایکروسافت انجام می شود. که صرفا به خاطر تحریم ها پرنیان نمی توان این عنوان را یدک بکشد.
 
پس ما شیرپوینت نمی فروشیم ما نتیجه ماهها و سال ها کار خود را که بر پایه شیرپوینت انجام شده است به مشتریان عزیز پرنیان ارایه می کنیم.
 
 
 

انتظارات ما از رئیس جمهور منتخب

سرانجام شمارش آراء به پایان رسید و آقای دکتر روحانی به عنوان رئیس جمهور ایران انتخاب شد. شعار انتخاباتی ایشان تشکیل دولت تدبیر و امید​ بود. و از هم اکنون می توان پرتوهای امیدی که در دل مردم ایران تابیده شده است را مشاهده کرد.

به عنوان یک شرکت ایرانی بسیار خوشحال هستیم که می بینیم مجددا امید در دلهای مردم زنده شده است. و همه چشم به آینده دارند. و این البته مسئولیت رئیس جمهور منتخب را چند برابر خواهد کرد.

و اما ما به عنوان یک شرکت فناوری اطلاعات که در ایران و برای ایرانی کار می کنیم از رئیس جمهور منتخب چه انتظاراتی داریم :

رونق کسب و کار، هم اکنون رکودی عجیبی در اکثر فعالیت های اقتصادی وجود دارد و این خود سبب شده است که بودجه های فناوری اطلاعات دستگاههای دولتی و شرکت های خصوصی بسیار کاهش پیدا کند و نهایتا تقاضا برای نرم افزار کاهش یافته و بیشتر شرکت های که دوام آورده اند در وضعیتی پیچیده گرفتار شوند.

کاهش بیکاری، ما معتقدیم که یکی از دلایل افزایش بیکاری کمبود نیروی متخصص است، زیرا شرکت ها برای پیشبرد اهدافشان نیاز به نیروی متخصص دارند ولی بیشتر خروجی دانشگاهها افرادی کارا و اثربخش برای شرکت ها نیستند و اکثر آن ها نیز به دلیل هزینه های زندگی نمی توانند با انجام کار رایگان یا کم درآمد تجربه کسب کنند. اینجاست که پارادوکسی به وجود آمده که شرکت ها نیروی متخصص می خواهند و نیروی کار امکان افزایش تجریه و تخصص ندارد.
بهترین جا برای رفع این مساله دانشگاهها هستند که البته فکر نمی کنیم بتوان در زمانی کوتاه این موضوع را حل کرد، شاید با ایجاد فضا برای شرکت ها و کاهش هزینه های آن ها برای جذب نیروی کار جدید تا حدی بتوان این موضوع را بهبود بخشید.

اینترنت، باید پذیرفت که اینترنت دیگر از یک ابزار لوکس و جانبی تبدیل به نیاز اصلی حداقل در حوزه فعالیت های مرتبط با فناوری اطلاعات شده است. ما معتقدیم که پهنای باند اینترنت در سبک زندگی مردم تاثیر گذار است و یکی از راههای گسترش کسب و کارهای خانگی ارایه بستر مجازی مناسب می باشد. این را هم باید پذیرفت که همیشه افرادی هستند که از هر پدیده ای در راه غلط استفاده می کنند و نباید به خاطر آن اندک افراد دسترسی اکثریت را دچار اختلال نمود.

ارتباطات بین المللی، نوع کسب و کار IT ایجاب می کند که همیشه به روز باشیم و از آخرین دستاوردهای فنی و علمی در این حوزه و در تولید نرم افزارها استفاده کنیم. گسترش و تسهیل ارتباط با دیگر کشورها می تواند زمینه مناسبی برای توسعه بازار IT و تشخیص و تبیین جایگاه شرکت های ایرانی در عرصه بین المللی باشد.

بیمه و مالیات، ساختار ناشفاف مالی در اکثر فعالیت های اقتصادی شرایطی را ایجاد کرده است که ارگان هایی نظیر بیمه و دارایی با فرض اینکه همه در اعلام درآمد و هزینه دروغ می گویند و سند سازی می کنند، قوانین وضع کرده اند که در بسیاری مواقع باعث اجحاف در حق شرکت های مخصوصا نوپا می شود.

امید و اعتماد، من به عنوان یک ایرانی باید به تمام بدنه دولت اعتماد داشته باشم و اگر خلافی دیدم و یا حقی از من پایمال شد امید این را داشته باشم که کسی هست که با هزینه کم احقاق حق کند. نه اینکه اکنون نیست یا نبوده است . مشکل این جا است که بعضا گرفتن حق و پی گیری ها و دردسر ها آن، آنقدر زیاد است که آدم ترجیح می دهد از حق خودش بگذرد و این یعنی کمک به گسترش فساد.


 

درد دل

نوشتن در این باره بیشتر من را آزار می دهد. یادم هست زمانی که بچه بودم هر وقت می خواستند بگویند فلان کالا خیلی با کیفیت است می گفتند ژاپنی است یا آلمانی است. جالب اینجا بود که تقریبا همه حاضر بودند مبلغ بیشتری هزینه کنند ولی اطمینان حاصل کنند کالایی که می خرند ژاپنی باشد. در صحبتهای خانوادگی همیشه مثالهایی زده می شد در خصوص این که مثلا رفته بودم کمک فنر بخرم ایرانیش X ریال و آلمانیش 4X ریال بود ولی ترجیح دادم آلمانیش رو بخرم چون مطمئن بودم کیفیتش بهتر است. این رفتار اجتماعی باعث شد که در ذهن من چنین نقش ببندد که کیفیت بالاتر مساوی است با قیمت بیشتر و مشتریان این را خوب می فهمند.

روزها گذشتند و من هم بزرگ شدم و سرنوشت من را وارد حوزه به ظاهر جذاب IT و علی الخصوص تولید نرم افزار کرد. اما در این حوزه دنیا کاملا وارونه است. تجربه چندین سال کار در صنعت IT و البته در کنار استفاده از تجارب بزرگان این حوزه به من نشان داد که از دید مشتری

  • تولید نرم افزار با ارایه خدمات مثلا فروش نرم افزارهای کرک شده یکسان است.
  • نرم افزار هزینه تولید ندارد. چون مواد اولیه نمی خواهد!
  • هر کس 4 تا کلاس کامپیوتر رفت. استاد IT است و می تواند در خصوص همه متخصصین این حوزه اظهار نظر کند.
  • نرم افزار یک چیز لوکس است. و کلا خیلی به درد نمی خورد.
و خوب با چنین ذهنیتی که در اکثر مردم جامع ایران و از جمله مدیران حاکم است نتیجه می شود که:
  • اصلا مگر نرم افزار چی هست که کیفیتش مهم باشد.
  • همه می توانند هر نرم افزاری را تولید کنند حتی پسرخاله آقای مدیر که دیپلم انسانی است و دو جلسه کلاس فتوشاپ را رفته است.
  • هیچ کس صنف رایانه را جزء اصناف و داخل آدم به حساب نمی آورد چه برسد به قمیتهای مصوب آن احترام بگذارند.
خلاصه همه این حرفها این می شود که:
  • یا پسرخاله آقای مدیر باش تا نرم افزارت رو بخرند
  • یا کم ترین قیمت را بزن و هر سمبلیزاسیونی که می خواهی سر نرم افزار در بیار
و اینک در بزرگ سالی آرمان ذهنی من در حوزه کسب و کار IT به این صورت تغییر کرده است.
" قیمت تنها عامل انتخاب پیمانکار است. کیفیت مهم نیست."
 

آخرین نظرات

Comment RSS